پیوندها
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی

۱۲ مطلب با موضوع «پلو و چلو» ثبت شده است

ادویه پلویی رو که تو پست قبلی یاد گرفتید سریع آماده کنید تا این پلوی خوشمزه رو از دست ندید. ادویه پلویی عطر و طعم بی نظیری به مرغ و پلو مون میده که از خوردنش سیر نمیشید.




۲۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۲ ، ۲۱:۴۹
اسراء افسری

ادویه پلویی یکی از خوشمزه ترین ادویه ها برای پخت انواع پلوی مخلوط هست. البته انواع مختلفی داره که نسبتهاشون با هم فرق میکنه. من بعد از چند بار تست به این تناسب رسیدم، من مقدار گل سرخش رو خیلی بیشتر از ادویه های دیگه میریزم چون هم خوشرنگتر میشه و هم خوش طعمتر. ادویه وقتی می مونه عطرش کمتر میشه برای همین من کم درست میکنم و مقادیر رو دقیقا به میزانی میگم که خودم درست میکنم، شما مختارید بیشترش کنید.

چقدر من من کردم امروز


۲۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۷
اسراء افسری

این غذا یکی از غذاهای سنتی خطه آذربایجانه، قدیمها برنج زیاد در آذربایجان مرسوم نبود و بیشتر غذای مردم رو آرد گندم تشکیل میداد، برای درست کردن رشته آرد با آب و نمک خمیر کرده و بعد با وردنه نازک باز میکنند و بعد همونطور که از اسمش پیداست به صورت رشته ای برش میزنند بعد رشته ها رو روی طناب پهن کرده و خشک میکردند، البته امروزه دیگه همه چیز مکانیزه شده و رشته ها رو با دستگاه مخصوص پهن کرده و برش میزنند. رشته های خشک شده رو کمی تفت میدهند تا رنگش قهوه ای روشن بشه. رشته رو در غذاهای مختلفی استفاده میکنند. از جمله رشته شیله سی، رشته پلو، شوربا و یکی هم این غذایی که امروز پست میکنم. این غذا رو میشه گفت ماکارونی سنتی آذربایجانه. بدون اغراق میتونم بگم از ماکارونی هم خوشمزه تره البته به نظر من. غذای سنگینی نیست و راحت الهضم تر از ماکارونیه.

نکته مهم در این غذا کیفیت رشته هاست، که باید آردش از نوع مرغوب باشه و بدرستی تهیه شده باشه، یعنی خمیرش رو خوب گرفته باشن و به اندازه مناسب تفت داده بشه، یعنی نه خام بمونه و نه زیاد تفت داده بشه که تلخ میشه. ما یه آشنا داریم که رشته های خوبی درست میکنه و همیشه رشته هامون رو از اونها می خریم.برای این غذا رشته های کارخانه ای مناسب نیستند میتونید از رشته های فله ای بازار استفاده کنید ، البته باید از بهداشتی بودنش مطمئن بشید. در ضمن موقع خرید رشته حتما رشته رو امتحان کنید تا طعم و بوی کهنگی نده و سوخته هم نباشه.


 پ ن: دوستهای نازم واقعا شرمنده همه شما هستم نظر میگذارید و باید کلی منتظر بمونید تا من بتونم جواب بدم، لطفا من رو درک کنید واقعا بخاطر مشغله زیاد سریع نمی تونم جوابتون رو بدم. بزودی همه کامنت ها رو جواب میدم.

۲۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۲ ، ۲۱:۳۴
اسراء افسری


سلام، یه سلام خیلی خیلی ویژه به همه دوستهای نازنینی که تو این مدتی که من نبودم به سایت اومدن و متاسفانه ناامید شدن، واقعا شرمنده تون هستم. سال جدید رو تبریک میگم و برای همه شما آرزوی سالی پرخیر رو برکت دارم. توی چشم برهم زدنی 28 روز از سال 92 گذشت. دم عید که یکهو تصمیم به مسافرت گرفتیم ،من مشغول تدارک وسایل مسافرت شدم و 29 اسفند هم که راهی شدیم ، من دیگه فرصت نکردم پست بگذرم و توی مسافرت هم دسترسی به اینترنت نداشتم تا بتونم بیام اینجا،جاتون واقعا سبز خیلی خوش گذشت و خستگی یک سال کار از تنم بیرون رفت، با انرژی زیاد تصمیم گرفتم 12 فروردین که رسیدیم خونه حتما پست جدید بگذارم ولی دو ساعتی از رسیدنمون به خونه نگذشته بود که مامان گلم توی حیاط زمین خورد و مچ دستش شکست. چند روز هم درگیر بیمارستان و عمل جراحی شدیم و بعدش هم دیگه پرستاری از مامان و پذیرایی از مهمونها دیگه اصلا فرصت سر خاروندن هم نداشتم.  البته هر روزش که میگذشت من اضطرابم  بخاطر اینکه تو سال جدید پست  نگذاشتم بیشتر میشد و تصمیم میگرفتم شب حتما سر به سایت بزنم اما شب که میشد از شدت خستگی بیهوش میشدم. امروز کمی سرم خلوت بود و فرصت کردم پای کامپیوتر بشینم ، البته یه دلیل دیگه هم داشت اون هم سالروز وبلاگ نویس شدن بنده بود، یعنی دوسال پیش در چنین روزی بود که من به جرگه وبلاگ نویسها پیوستم و از این بابت خیلی خوشحالم، درسته که این کار خیلی از وقتم رو  میگیره اما اینجا باعث شد که خیلی چیزها یاد بگیرم و چیزهای کمی رو که بلدم رو یاد بدم و مهم تر اینکه دوستهای خیلی خیلی نازنینی پیدا کنم که دوستیشون باعث افتخار منه. مسلما خیلی دوست داشتم یه پست ویژه واسه امروز داشته باشم اما دیگه شرایط من رو درک میکنید، چون تو این شرایط فرصت آشپزی همراه با عکاسی رو ندارم به ناچار دستورهای آشپزی رو که تو آرشیو کامپیوترم دارم رو بتدریج پست خواهم کرد تا به امید خدا حال مامانم خوب  بشه و من فرصت آشپزی واسه سایت رو پیدا کنم، خوب پس اگه میخواید پستهای خوب خوب داشته باشیم دعا کنید حال مامانم هرچه زودتر خوب بشه.

بریم سراغ دستور آشپزیمون، هویچ پلو یه پلوی ساده اما نظر من خیلی خوشمزه

   


۴۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۲ ، ۲۳:۱۴
اسراء افسری
سلام دوستهای نازنینم. الان فصل باقالی هست و یکی از غذاهای خوشمزه ای که میشه با این سبزی درست کرد باقالی پلوئه، البته واسه من تنها غذاییه که با باقالی درست میکنم و تا حالا باقالا قاتق و غذای دیگه ای باهاش درست نکردم. باقالی پلو هم با مرغ و هم گوشت قرمز تهیه میشه، که هر دوش هم خوشمزه میشه. من اینبار با ماهیجه گوساله درست کردم. 



۲۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۱ ، ۲۲:۴۲
اسراء افسری
در چهارشنبه آخر سال مثل بیشتر جاهای ایران در آذربایجان هم برای نوعروسان خنچه برده میشه، اگه نامزد باشن از طرف خانواده پسر این خنجه به خونه دختر می برند و بعد از ازدواج هم خانواده دختر هر سال شب چهارشنبه سوری واسه دخترشون خنچه می برند، که سال اولش مفصل تره. توی خنچه علاوه بر هفت سین و ماهی هدایای از جمله لباس و طلا و انواع شیرینی و میوه و آجیل برده میشه.

قدیمها اکثرا شام هم می بردند که متاسفانه کم کم این رسم رو به فراموشی میره، مخلفات این شام شامل سوپ و کوکو و دسر و غذای اصلی که چلو هست با مرغ یا کباب و یا ماهی .

به همین مناسبت من هم تصمیم گرفتم  به وعدهای که به چند تا از دوستهای نازنینم برای آموزش چلو مرغ تبریز رو داده بودم عمل کنم و این غذای خوشمزه رو به مناسبت چهارشنبه سوری آموزش بدم.

 

 

۴۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۰ ، ۰۰:۲۳
اسراء افسری

این پلو یکی از پلوهای محبوبه منه، به شرط اینکه حسابی زعفرانی و با کره طبخ بشه، پس چون فعلا بی خیاله غذاهای کم چرب شدم این پلو رو درست کردم، شما میتونید مقدار روغنش رو کمتر کنید، اما حداقل توصیه میکنم زعفرانش رو کم نکنید خوب زعفران که ضرر نداره، البته ممکنه اگه زیادی مصرف کنید دچار اختلال مانیک- دپرسیو، البته فقط بخش مانیکش. جدی نگیرید صرفا جهت مزاح عرض شد.

 


۲۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۰ ، ۲۰:۴۴
اسراء افسری

همون طور که تو پست قبلی قولش رو داده بودم اینبار زرشک پلو با زرشک تازه رو برای دوستای گلم دارم. البته مطمئنم همتون زرشک پلو رو بلدید، اما با زرشک تازه، زرشک پلو یه چیز دیگه است، خیلی خوشمزه تر و خوشرنگتر از روش سنتی میشه.

پس اگه زرشک تازه پیدا کردید حتما امتحان کنید.



۱۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۰ ، ۰۰:۱۳
اسراء افسری



پس از شهادت على علیه السلام و تسلط مطلق معاویة بن ابى سفیان برخلافت اسلامى، خواه و ناخواه، برخوردهایى میان او و یاران صمیمى على علیه السلام واقع میشد. همه کوشش معاویه این بود تا از آنها اعتراف بگیرد که از دوستى و پیروى على سودى که نبرده اند، سهل است همه چیز خود را در این راه نیز باخته اند. سعى داشت یک اظهار ندامت و پشیمانى از یکى از آنها با گوش خود بشنود، اما این آرزوى معاویه هرگز عملى نشد. پیروان على بعد از شهادت آن حضرت، بیشتر واقف به عظمت و شخصیت او شدند. از این رو بیش از آنکه در حال حیاتش فداکارى میکردند، براى دوستى او و براى راه و روش او و زنده نگهداشتن مکتب او، جراءت و جسارت و صراحت به خرج میدادند. گاهى کار به جایی میکشید که نتیجه اقدام معاویه معکوس میشد و خودش و نزدیکانش تحت تاءثیر احساسات و عقاید پیروان مکتب على قرار میگرفتند.


یکى از پیروان مخلص و فداکار و با بصیرت على، «عدى پسر حاتم» بود. عدى در راءس قبیله بزرگ طى قرار داشت. او چندین پسر داشت. خودش و پسرانش و قبیله اش سرباز فداکار على بودند. سه نفر از پسرانش به نام «طرفه» و «طریف» و «طارف» در صفین در رکاب على شهید شدند.
پس از سالها که از جریان صفین گذشت و على علیه السلام به شهادت رسید و معاویه خلیفه شد، تصادفات روزگار، عدى بن حاتم را با معاویه مواجه کرد. معاویه براى آنکه خاطره تلخى براى عدى تجدید کند و از او اقرار و اعتراف بگیرد که از پیروى على چه زیان بزرگى دیده است به او گفت: این الطرفات: پسرانت طرفه و طریف و طارف چه شدند؟

«در صفین، پیشاپیش على بن ابیطالب، شهید شدند».

على انصاف را در باره تو رعایت نکرد.

«چرا؟»

چون پسران تو را جلو انداخت و به کشتن داد و پسران خودش را در پشت جبهه محفوظ نگهداشت.

«من انصاف را در باره على رعایت نکردم»

«چرا؟»

«براى اینکه او کشته شد و من زنده مانده ام، میبایست جان خود را در زمان حیات او فدایش میکردم».

معاویه دید منظورش عملى نشد. از طرفى خیلى مایل بود اوصاف و حالات على را از کسانى که مدتها با او از نزدیک به سر برده اند و شب و روز با او بوده اند بشنود. از عدى خواهش کرد، اوصاف على را همچنانکه از نزدیک دیده است برایش بیان کند. عدى گفت: «معذورم بدار».

حتما باید برایم تعریف کنى.

«به خدا قسم، على بسیار دوراندیش و نیرومند بود. به عدالت سخن میگفت و با قاطعیت فیصله میداد. علم و حکمت از اطرافش میجوشید. از زرق و برق دنیا متنفر بود و با شب و تنهایى شب ماءنوس بود. زیاد اشک میریخت و بسیار فکر میکرد. در خلوتها از نفس خود حساب میکشید و بر گذشته دست ندامت میسود. لباس کوتاه و زندگى فقیرانه را میپسندید. در میان ما که بود مانند یکى از ما بود. اگر چیزى از او میخواستیم میپذیرفت و اگر به حضورش میرفتیم ما را نزدیک خود میبرد و از ما فاصله نمى گرفت. با این همه آنقدر با هیبت بود که در حضورش جراءت تکلم نداشتیم و آنقدر عظمت داشت که نمى توانستیم به او خیره شویم. وقتى که لبخند میزد دندانهایش مانند یک رشته مروارید آشکار میشد. اهل دیانت و تقوا را احترام میکرد و نسبت به بینوایان مهر میورزید. نه نیرومند از او بیم ستم داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید بود. به خدا سوگند! یک شب به چشم خود دیدم در محراب عبادت ایستاده بود در وقتى که تاریکى شب همه جا را فرا گرفته بود اشکهایش بر چهره و ریشش میغلطید، مانند مار گزیده به خود میپیچید و مانند مصیبت دیده میگریست.

مثل این است که الان آوازش را میشنوم، او خطابه دنیا میگفت: اى دنیا متعرض من شده اى و به من رو آورده اى برو دیگرى را بفریب (یا هرگز فرصتى این چنین تو را نرسد) تو را سه طلاقه کرده ام و رجوعى در کار نیست، خوشى تو ناچیز و اهمیتت اندک است. آه!آه! از توشه اندک و سفر دور و مونس کم».

سخن عدى که به اینجا رسید، اشک معاویه بى اختیار فروریخت. با آستین خویش اشکهاى خود را خشک کرد و گفت: خدا رحمت کند ابوالحسن را! همین طور بود که گفتى. اکنون بگو ببینم حالت تو در فراق او چگونه است

«شبیه حالت مادرى که عزیزش را در دامنش سر بریده باشند».

آیا هیچ فراموشش میکنى:

«آیا روزگار میگذارد فراموشش کنم؟»

پسرانت چه شدند؟/ کتاب داستان راستان/ شهید مرتضی مطهری



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۰ ، ۲۱:۳۵
اسراء افسری

این پلو یکی از غذاهای قدیمی منطقه آذربایجانه.قدیما تو منطقه آذربایجان عمده ترین غذاهایی که استفاده میشده غذاهای گوشتی و غذاهایی بوده که با گندم درست میشده.چون بیشتر تو این منطقه گندم به عمل میاد و برنج بعدها به وعده غذایی مردم راه پیدا کرد.

خوب اول خوبه در مورد کلمه یارما یه چیزایی براتون بگم.یارما معادل ترکی بلغور،تقریبا به معنی شکافته ست.البته معادل دقیق این کلمه رو مثل بعضی کلمات دیگه ترکی تو فارسی نمیشه پیدا کرد.اول گفته میشده یارما بوغدا(بوغدا هم یعنی گندم) یعنی گندم شکافته شده، بعدا به مرور زمان کلمه بوغدا حذف میشه و فقط یارما گفته میشه.

این پلویی که میخوام براتون آموزش بدم خیلللللللللللللللللللللللللللللی خوشمزه است و خیلی هم مفیده،قدیمیا مثل الان نبودن که معده رو با چیزای بی ارزش پرکنن،هر غذایی که پخته میشده یه غذای کامل بوده.من که توصیه میکنم حتما این غذا رو درست کنین و اگه یه بار بخورین عاشقش میشین.

البته  کمی تغییر توش دادم. قدیما تو این پلو قورما می ریختن، برای درست کردن قورما گوشت رو بعد از پختن حسابی تو روغن حیوانی سرخ میکردن و بهش نمک زیاد میزدن و با همون روغن توی ظرفهای سفالی که بهش  برنی (Barne) میگفتن میریختن و در طول زمستان از این گوشت استفاده میکردن.با این روش نیازی به نگهداری تو یخجال و فریزر نداشتن.  و من چون نداشتم از کوفته ریزه استفاده کردم.




۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۰ ، ۲۳:۴۲
اسراء افسری